شعر کوتاه عاشقانه غمگین برای اس ام اس

اس ام اس عاشقانه

عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .

.

.

.

پیامک عاشقانه

در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت

تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه  . . .

.

.

.

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من  . . .

.

.

.

تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟

.

.

.

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

.

.

.

باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو . . .

.

.

.

اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .

.

.

.

قدِ تو به عشق نمیرسید

غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسید . . .

.

.

.

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .

.

.

.

دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد . . .

.

.

.

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .

.

.

.

دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی  . . .

.

.

.

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟

.

.

.

 امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست

و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .

.

.

.

نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم

تو تمام گمشده ی منی . . .

.

.

.

شاید با هم بودن سخت تکرار شود

اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . . .

.

.

.

بی سر و پایم سر وپایم توباش

مانده ی راهم ره و هادی تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .

.

.

.

در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل

یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .

.

.

.

قلبم تهی ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاریکی و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .

.

.

.

پاهایم را که درون آب می زنم، ماهی ها جمع می شوند

شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “طعمه روزگار”بوده ام . . .

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:53  توسط دلشکسته  | 

اس ام اس عاشقانه

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت / از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت / این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت . . .

.

.

پیامک عاشقانه

آهم که هزار شعله در بر دارد / صد سلسله کوه را ز جا بر دارد

من رعدم و می‌ترسم اگر آه کشم / سرتاسرِ آسمان ترک بر دارد . . .

.

.

.

جملات عاشقانه جدید

بیا جایمان را با هم عوض کنیم

دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشد . . .

.

.

.

بهترین جملات عاشقانه

شب من پنجره ای بی فردا  / روز من قصه ی تنهایی ما

مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ماهی دور از دریا . . .

.

.

.

متن عاشقانه جدید

به تو سوگند ، به راز گل سرخ و به پروانه که در عشق فنا می گردد

زندگی زیبا نیست ، آنچه زیباست تویی تو که آغاز منو لحظه ی پایان منی .

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

من از شوق تو لبریزم گل من / کجایی بی تو پاییزم گل من

ز پا افتاده ام بازآ که شاید / به دیدار تو برخیزم گل من . . .

.

.

.

جدیدترین پیامک های عاشقانه

امروز که آینه جوابش سنگ است / در ذهن زمانه عشق هم بی رنگ است

هر کس که نداند تو خودت می دانی / آری به خدا دلم برایت تنگ است . . .

.

.

.

دوبیتی عاشقانه

مقیاس اندازه گیری فاصله متر نیست ، اشتیاق است

مشتاق که باشی حتی یک قدم نیز فاصله ای دور است . . .

.

.

.

شعر عاشقانه

همانند پلی بودم برای عبورت ، به فکر تخریب من نباش

رسیدی دست تکان بده ، من خود فرو میریزم . . .

.

.

.

بی هیچ دلیلی “دوستت دارم”

تا نقض کنم قانونی را که هنوز دلیل می طلبد . . .

.

.

.

جان رفته ولی زخم جفایت نرود / تاثیر دو چشم بی وفایت نرود

فرشی ز دل شکسته انداخته ام / آهسته بیا شیشه به پایت نرود . . .

.

.

.

دیگر فرصتی برای پیامک دادن نیست

دست واژه ها را می گیرم

و به دیدنت می آیـــم

دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد

.

.

.

نویسنده ها “سیگار “می کشند
شاعر ها” هجران”
نقاش ها “تابلو”
زندانی ها “تنهایی”
دزدها “سرک”
… مریضها” درد”
بچه ها” قد”
و من برای کشیدن
“نفسهای تو “را انتخاب می کنم
من برای نفس کشیدن
* هوای تو * را انتخاب می کنم

.

.

.

دیدی غافلگیرت کردم ! درست در لحظه ای که به یادم نبودی ، بیادت بودم !

.

.

.

خیابانهای تنهایی دلی ولگرد میخواهد / و آوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد

برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت / ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد ؟

.

.

.

ای نشسته درخیال من، فراموشم مکن

با فراموشی و تنهایی، هم آغوشم مکن

زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن

زنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکن

.

.

.

هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم / هر ثانیه با نبودنت درگیرم

حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی / من یک طرفه برای تو میمیرم . . .

.

.

.

در پی دانه مرو همچو  کبوتر،  که تو را /  عاقبت  بهر  یکی  دانه،  به  دام  اندازند

صید کن شیر صفت، نیم بخور، نیم ببخش / تا به  هرجا که روی، بر تو سلام اندازند . . .

.

.

.

لبریز غزل بیا همی آهسته

چون آیه بخوان مرا کمی آهسته

آهسته مرا رها بکن از سر عشق

تا در تو رها شوم دمی آهسته

.

.

.

به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز را در تو تشخیص دهد :

اندوه پنهان شده در لبخندت

عشق پنهان شده در عصبانیتت

و معنای حقیقی سکوتت را . . .

.

.

.

یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد ،

پس به امید فرداها “محبتهایمان” را ذخیره نکنیم . . .

.

.

.

دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در خلوت شب ، خفته یا بیدار یاد می دارمت . . .

.

.

.

ای کاش قانون همه ی دوستی ها این بود :

یا رفاقت تعطیل یا جدایی هرگز  . . .

.

.

.

نه از فلسفه کلامی می دانم و نه منطق می گنجد در کلامم ، بی استدلال دوستت دارم . . .

.

.

.

با تو از ناب ترین لحظه سخن خواهم گفت

دوستت خواهم داشت ، هیچ میدانی چیست ؟

لحظه ای نیست که در خاطر من یاد تو نیست . . .

.

.

.

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست . . .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:52  توسط دلشکسته  | 

اس ام اس عاشقانه و غمگین ۹۱


تو که میدانی تمام وجودم هستی
این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی
نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین
اینها همه حرف دلم بود ، همین!
.
.
.
نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی
من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم
و هر کسی مرا ببیند از  من بپرسد در جستجوی کیستی؟
.
.
.
مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته
به امواج دریا دل بسته
من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو
و دل بستم به تو
دل بستم به امواج خروشان عشق تو
.
.
.
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
.
.
.
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری
گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری
کمی دلم آرامتر شده
فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده
شب های تیره و تار من
مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم
به یاد می آورم حرفهایت را
باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را
.
.
.
از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم ،
نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام…
ببین چه کسی مرا به این روز انداخت
تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی
تو مرا در دام عشق گرفتار کردی
.
.
.
آهسته ، قلبم بدجور شکسته
دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته
آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ،
یا باز هم به بازی بگیری این دل تنهایم را …
.
.
.
میخواهم تو را ، میخواهم تو را ، در همین لحظه ، همینجا
طاقت ندارم دیگر، حس کن احساس این دل تنها
.
.
.
آغازی دوباره، قلبم دیگر تنها نیست ، با تو جان گرفته است دوباره
آغازی بی پایان ، مرا از غروب عشق نترسان
طلوع عشق ما ، غروبی نخواهد داشت ،
قلب من با تو ، هیچ غمی نخواهد داشت
.
.
.
ببین که قلبم از آن روز که تو آمدی ، چه حالی دارد ،
تو که در قلب منی ببین چه هوایی دارد ،
به چشمانم نگاه کن و ببین چه دنیایی دارد ،
بیا در آغوشم و حس کن که وجودم چه التهابی دارد
قلبم چه تپشی دارد ، وای که خودم نیز نمیدانم چه حالی دارم
میدانم تو نیز حال مرا داری ،
اما هنوز هم باور نداری که چه جایگاهی در قلبم داری
.
.
.
روزی در خیال عشق تو بودم ،
تا تو را به دست نیاوردم بی خیال نشدم
با همان خیال خوش ، عاشقت شدم ،
با همان خیال ، همان آرزوی محال ،
در دریای بی کران عشقت غرق شدم
.
.
.
تو همان نیمه گمشده ی منی که مدتها به انتظار آمدنش نشسته بودم
تو همان انتظاری، که در نهایت به آن رسیدم…
.
.
.
میخواهم تو را در این لحظه ،
از من نخواه که آرام بگیرم ،
به خدا خیلی وقت است دلم به هوای آمدنت نشسته
.
.
.
تو نمیدانی شبی نیامده که با چشمهای خیس نخوابیده ام
یا نیامده شبی که برای رسیدن به تو با خدا راز و نیاز نکرده ام
.
.
.
ای بی وفا حالا که من لحظه به لحظه میگویم دوستت دارم
با التماس ، با گریه ،میگویم عاشقت هستم
پس چرا مثل قبل یادی از من نمیکنی
.
.
.
گل من ، با آمدنت گلستان شد آن کویر تشنه ی قلب من
تو همان شعری ، شعری که با شنیدنش آرام میگیرد دل من
.
.
.
تو آنقدر مهربانی که مهربانتر از تو ندیده ام
طعم شیرین عشق را تنها با تو چشیده ام
از آن لحظه که تو آمدی تنها این را از قلبم شنیده ام
دوستت دارم
.
.
.
بی خیال ، با تنهایی بیشتر رفیقم تا با تو
ای نارفیق هیچ خاطره ی خوشی ندارم از تو
.
.
.
محو تماشای توام ، بی خیال دنیا ، چشمان زیبای تو را میبینم
.
.
.
نه انگار نمیخواهد بگذرد روزهای انتظار
باید همیشه همین باشم ، یک عاشق بی قرار
انتظار و بی قراری نیز با تو شیرین است
کار هر روز و هر شب من همین است
.
.
.
میترسم ، کاری کن که آرام بگیرم ، محبتی کن تا از درد عشق نمیرم
.
.
.
میدانی چه احساسی دارم به تو
دستت را بر روی قلبت بگذار تا بگویم برای تو
قلبت به عشق چه کسی متیپد
قلبت به عشق کسی میپتپد که قلبش برای تو میتپد
دستم را بر روی قلبم گذاشتم و گرمای دستانت را احساس کردم
.
.
.
مثل شب ، مثل شبهای پر ستاره ،
او که عاشق است پنجره را باز کرده و میبیند آسمان پر ستاره را
تویی ستاره ی درخشان من ،
آن عاشق منم ، نگاه کن مرا ای طلوع جاودانه ی من…
.
.
.
میخواهم غرق شوم در مهر و محبتهایت
میخواهم از حالا تا آخر عمر ببوسم گونه هایت
میخواهم بگویم خیلی دوستت دارم
میخواهم بمیرم و  بعد بگویم شدم فدایت
.
.
.
تا چشمانم را بر روی میگذارم ،
فکر تو نمیگذارد که آرام بخوابم
تو چه کردی با من ، اینگونه نبودم هیچگاه
چه آوردی بر سر من،ای خدا آزاد کن مرا از این شکنجه گاه

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:51  توسط دلشکسته  | 

اس ام اس و پیامک عاشقانه


هدفم بود که هرگز نشوم عاشق کس / چون که رخسار تو دیدم ، هدفم سخت شکست
.
.
.
میشه پروانه بود و به هر گلی نشست اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست
.
.
.
بی هیچ دلیلی “بیادت هستم” تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد
.
.
.
گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ، دل من عاطفه را می فهمد ، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم
.

.
.
توی آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ، پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ ، فقط اوج بگیر
.
.
.
هیچ دلی بی بهانه نمیتپد ، نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر !
.
.
.
قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند
.
.
.
بهترین ها همیشه میمانند ، شاید جلوی دیدگان نباشند اما در دل ماندگارند
.
.
.
عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت / بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت
.
.
.
نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی
.
.
.
گاهی میان مردم
در ازدحام شهر
غیر از تو هرچه هست را فراموش می کنم …
.
.
.
من ندانم که کی ام
من فقط می دانم
که تویی،
شاه بیت غزل زندگی ام
.
.
.
میدونی الان دارم چی میخورم ؟

*

*

*

*
حسرت یه لحظه دیدنتو..!
.
.
.
میدونی وقتی بهت پیام نمیدم یعنی چی ؟ یعنی پیامی در حد مرامت ندارم !
.
.
.
اگر آرامش قلب دوست در این است که بداند که دوستش بیاد اوست، بدان که بیادت هستم…
.
.
.

اس ام اس عاشقانه

علم بهتر است یا ثروت؟ باور کن هیچکدام! فقط ذره اى معرفت!
.
.
.
فریاد زدم بدونی بیزارم از جدایی،دلم برات تنگ شده ،عزیز دل کجایی!
.
.
.
بندبند دل بنده به بندبند دلت بنده ، دلبند دل بنده دل بنده برات تنگه!
.
.
.
نگاهت کافیست تادرهواى آمدنت بمیرم،توهمیشه دعوتى،رأس ساعت دلتنگى…
.
.
.
۱؟

۲؟

۳؟

۴؟

۵؟

۶؟

۷؟

۸؟

۹؟

۱۰؟

۱۰۰؟

۱۰۰۰؟

۱۰۰۰۰۰؟

۱۰۰۰۰۰۰۰۰؟

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰؟

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰؟

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰؟

تا کجا میخوای بشماری!
بیشتر از اینا میخوامت.
.
.
.
گل روتو گل نداره، پیش تو گل مثل خاره…
همه دنیا به چشمم، با همین یه گل بهاره
.
.
.
درفلسفه ی وفا چنین آمده است: \”دل وقف شکستن است..بیهوده نرنج!!!!\”
.
.
.
اگر نهایت دوست داشتن در یک قطره باران است، من دریا را تقدیمت میکنم
.
.
.
آموخته ام: کسی که یادم نکرد من یادش کنم شاید او تنهاتر از من باشد
.
.
.
به بند دلت میاویز
رخت خاطره ام را
گرد باد های فراموشی حرمت نمی شناسند..
.
.
.
اینجا زمین است ، زمین گرد است !
تویی که مرا دور زدی! … فردا که به خودم برسی، حال و روزت دیدنیست….
.
.
.

همیشه حرارت لازم نیست…گاهی از سردی یک نگاه… میتوان آتش گرفت .
.
.
.
حـالا کـه میـخـواهـی بـروی …. لطفــا قـدمـهـایـتـــ را تنـدتـر بـردار …. دلـم را فـرستــاده امـ
دنبـالـِـ نخــود سیـــاه . . . !
.
.
.
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم…
.
یک صحرا گذشته است…
.
.
.
می سپارمت به خدا ….
خدایی که هیچ وقت تو را به من نسپرد

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:50  توسط دلشکسته  | 


اس ام اس عاشقانه

عشق یعنی جسم و جانم مال تو / عشق یعنی پرسش از احوال تو

عشق یعنی از خودم من خسته ام / عشق من ، به تو دل بسته ام . . .

.

.

.

فیزیک بعدترها ثابت می کند

در روزهای بارانی

جای خالی آدم ها بزرگتر می شود . . .

.

.

.

کاش یه روزی «ویکی لیکس» افشا کنه که چقدر دوستت داشتم و بهت نگفتم !

.

.

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین گوشه دنیا بشوی

من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی . . .

.

.

.

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت . . .

.

.

.

اینجا آسمان صاف تا قسمتی رومانتیک، همراه با غبار دوستی است

توده ای سلام به سمت شما در حرکت است

و احتمال ریزش بوسه دور از انتظار نیست !

.

.

.

برمستی من حد سزاوار زدند

با شک و یقین تهمت بسیار زدند

حلاج شدم ولی به کفرم سوگند

دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند . . .

.

.

.

گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم

این بار که دلتنگی را بهانه کردم ،فردا را چه کنم ؟

.

.

.

من آن مجنون تنهای غریبم

که از سهم دودستت بی نصیبم

به دل گفتم که روزی خواهی امد

ولی دل میداند اورا می فریبم . . .

.

.

.

پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود . . .

.

.

.

عاشقتم :

یک کلمه است با دنیایی‌ از مسئولیت،

گفتنش هنر نیست،

مسئولیت پذیریش هنراست  . . .

.

.

.

گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند

دوست دارم این لبخند های بیگاه… و آن بعضی ها را…

.

.

.

دلم در حلقه غمها نشسته /  زبانم بسته و سازم شکسته

وجودم پر ز شعر عاشقانست  / تورا می خواهم و این ها بهانست . . .

.

.

.

دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم/هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم

آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب/تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم . . .

.

.

.

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :

” او یقینا پی معشوق خودش می اید “

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “

عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .

.

.

.

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.

اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.

زیرا “حس زیبا دیدن” همان عشق است

.

.

.

میخواهمت چنانکه شب خواب را / می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

حتی اگر نباشی می آفرینمت / چنانکه التهاب بیابان سراب را . . .

.

.

.

دستم بـه سمـت ِ تلفُـن مـیرود و

بـاز می‌گـردد

چـون کودکـی که به او گفته‌اند

شیرینـی روی میـز

“مــال ِ مهمان‌هـاست”

.

.

.

دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم / جویای توام اگر نپرسی خبرم

خالی نشود خیالت از چشم ترم / در قلب منی اگرچه جای دگرم . . .

.

.

.

غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت / ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت

.

.

.

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

بااشک تمام کوچه را تر کردم

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگی ام را به تو باور کردم . . .

.

.

.

خیره است چشم خانه به چشمان مات من

خالی است بیصدا و سکوتت حیات من

حق السکوت میطلبد از لبان تو

چشمان لا ابالی و لبهای لات من !

.

.

.

یارم از من بی سببب رنجیدورفت/گریه را دید و برمن خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت/قصه ناگفته هارا نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش/مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من/غنچه ای نشکفته را برچید و رفت . . .

.

.

.

آن عشق که دیده گریه و آموخت ازو

دل در غم او نشست و جان سوخت ازو

امروز نگاه کن که جان و دل من

جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو . . .

.

.

.

سلامتیه حرفایی که نه میشه اس ام اس کرد

نه تو چت تایپ کرد

نه میشه پای تلفن گفت

حرفایی که فقط مال وقتیه

که تو رو در آغوش دارم  . . .

.

.

.

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست

پس به وسعت تمام ناگفته ها دوستت دارم . . .

.

.

.

پیوسته دلم دم به هوای تو زند / جان در تن من نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید /  هر برگی از آن بوی وفای تو زند . . .

.

.

.

عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

.

.

.

برای تو، من یک اشتباه بزرگ در زندگیت بودم!

برای من، تو همیشه بزرگترین افتخار زندگیمی !

.

.

.

کار سختی ستْ دوست نداشتنِ تو

باید برای خودم

کار دیگری دست و پا کنم . . .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:50  توسط دلشکسته  | 


پايان سخن اينکه

باورت نخواهم داشت ديگر

آخر تو بگو...

مگر رويا را هم مي توان باور کرد ؟



همیشه از درونم کسی

باز می دارد مرا از تلافی

هرچه دلت می خواهد

بدی کن!



من سوگوار نبودنت نیستم!!!

من شرمسار این همه

تحملم ...



بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود

چه بیقرار بودی زودتر بروی

از دلی که روزی

بی اجازه وارد آن شده بودی...



وقتی دلم می گیرد

می نویسم برای تو

ولی همه می خوانند الی تو...



این بار تو بگو دوستت دارم

نترس

من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید!!!



حوصله ات که سر می رود ؛
با دلـــــــــــــم بازی نکن

من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام …
 


استعداد عجیبی در شکستن داری....


قلب...غرور...پیمان...


استعداد عجیبی در نشستن دارم....


به پای تو...به امید تو...در انتظار تو....



همه گفتند که رفتی دیگر

همه گفتند که تَرکم کردی

ای سفر کرده به قرآن سوگند

به دلم آمده بر می گردی


آرزو می کنم تو هم همتای من شوی

                  تنهای تنها

                                       آواره و دو دل

کاش مثل من باشی تا مرا بفهمی

                                        مثل من باش و مال من ...



خوشبختی من

پیدا كردنِ تو

از میانِ این همه ضمیر بود.

.

.

همه ی خودم را مال تو کرده ام

 چقدر دنیای تو بزرگ است


هنوز از تنهایی سخن می گویی


چقدر کم هستم!

.

.

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند

 

همان جایی که گفتند:  یکی بود و یکی نبود

.

.

کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند


بگو تازه شوند

 

دوستت دارم ها دیگر فایده ای ندارند!

.

.

مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی!

دور  هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی

تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی

بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی...

.

.

هدایای تو

دشمنم شده اند

بی وجودشان شاید

می توانستم لحظه ای را

بی یاد تو سر کنم

 



دیگه نیستی حتی تو رویام

                  چرا به یادم نیستی ؟؟؟

                      چرا ؟؟؟ چرا اینجوری شد ؟؟؟

   خیلی خسته ام ...



من تمنا كردم كه تو با من باشي

تو به من گفتي : 

                    هرگز  هرگز!!!
                                         پاسخي سخت و درشت

و مرا غصه اين هرگز كشت!!!



بیا

  بیا که بی تو نمی رسم به فرداها ...



  چشمانت

          همرنگ چشم های من بود

     و لبانت

               طعم لب های مرا داشت

 انگار مرا

         نفس کشیده بودی

  انگار تو را

                         زیسته بودم...



خدا جون ... چرا اینطوری شدم .. فکر می کنم دارم اشتباه می کنم ... خدایا دیشب همه ی زندگیمو سپردم به خودت .... از این به هبعد دیگه هر چی تو بخوای ... فقط تو با من باش ...


بمون ...

            دل من فقط به بودنت خوشه ...

                     منو فکر رفتن تو می کشه ...

آخ که این آهنگ همش حرف دل منه ....



 

نباشی کل این دنیا واسم قدر یه تابوته ....

 دنیارو بی تو نمی خوام یه لحظه

دنیا بی چشمات یه دروغ محضه ....



 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:48  توسط دلشکسته  | 

قد بلندم

 اما نه آنقدر که ابرها را کنار بزنم

و از کار خدا سر در بیاورم...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:44  توسط دلشکسته  | 

زمان دست توست

زمین دست توست

دنیا متلاشی میشود

وقتی دست روی دست میگذاری.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:44  توسط دلشکسته  | 

با نگاهت آتش می زنی

با دستت خاموش می کنی

چه کار است؟؟

نگاه نکن...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:44  توسط دلشکسته  | 

دریا مرا باور کن

مرا بفهم

حتی اگر شده مرا ببلع!!!

من در کناری مانده ام...

تنهای تنها...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:43  توسط دلشکسته  |